X
تبلیغات
Sociology - بررسی عوامل موثر در شکل گیری حاشیه نشینی(2)

Sociology

بررسی عوامل موثر در شکل گیری حاشیه نشینی(2)

علل پيدايش حاشيه نشيني

آغاز شهر گرايي به شيوه نوين در ايران را بايد از سنوات اخير (چيزي در حدود 1300 هـ .ش) به حساب آورد اين روند تا سال 1357 را مي توان به دو دوره تقسيم كرد. دوره اول از سال 1300 شروع و به اجراي قانون اصلاحات ارضي در سال 1340 ختم مي شود در اين دوره نرخ رشد ساليانه شهرنشيني در ايران متوسط 65/2 درصد بوده است. در دوره دوم شهرنشيني كه از سال 1340 تا سال 1375 را در بر مي گيرد نرخ رشد ساليانه به طور متوسط 42/4 درصد بوده است. (هاشم بيگي، 1371: 96)

حركت به سوي جامعه شهري و توسعه شهرنشيني دو مسئله را همراه داشته است اول ايجاد شهرهاي جديد دوم گسترش سريع برخي از آنها (رئيس دانا، 1380: 13-11)

در يك مفهوم عام و كلي شهرهاي جديد ايران از سه طريق بوجود آمدند:

1-  افزايش جمعيت نقاط روستايي به بيش از 5 هزار نفر (طبق مصوبه مجلس شوراي اسلامي حد نصاب تبديل به شهر 400 هزار نفر تعيين گرديده)

2-  مراكز بخش ها كه طبق قانون بايد در آنجا شهرداري تأسيس شود.

3- احداث مستقيم و برنامه ريزي شده

در كشور ما توسعه نابرابر يكي از مشخصه هاي اصلي است كه مي توان از آن به عنوان مانعي بزرگ براي شهر خود پايدار از آن ياد كرد به طوري كه در اكثر شهرها يك يا چند مانع رشد براي شهرهاي كوچك تر و روستاها وجود دارند به گونه اي كه بيشتر نيروها در اين مناطق ديده مي شوند و كمال مطلوب تر اين است كه يك شهر خودكفا، داراي نسبت ثابتي از اشتغال صنايع پايدار و اشتغال غير ملي باشد (اسكندري، 1381: 156)

استعمار و استثمار دولت هاي بيگانه و بي كفايتي سلاطين علي الخصوص در عصر قاجار و فقر فرهنگي و سواد و تغيير ناگهاني سيستم اقتصادي سنتي به يك اقتصاد مدرن، تك محصولي بودن صنعت كشور، واردات بي حساب و سرانجام همسو و همگام نبودن معيارهاي شهرگرايي و صنعتي شدن و تقليد و مدل سازي از كشورهاي اروپايي براي زندگي شهرنشيني همه از عواملي است كه سبب شد شهر گرايي در ايران به صورت ناموزون و با شكلي ناهنجار صورت گيرد (مهاجرين، 1387: 21)

عدم توزيع درآمدهاي ملي و نقض معيارهاي عدالت اجتماعي و نبود دسترسي يكسان و برابر به امكانات شغلي و رفاهي سبب اختلافات طبقاتي ميان اقشار جامعه شهري، نداشتن سياست هاي درست از جانب دولت و مهار نكردن اين بحران شاهد تفاوت هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي ميان روستاها و یا در شهرها هستيم بطوري كه وقتي پا در يك روستا مي گذاريم گويي در يك كشور متفاوت با فرهنگ و ملتي متفاوت هستيم. اما پس از جنگ تحميلي، رشد سريع جمعيت و به دنبال آن توسعه و گسترش شهرها و نياز به ايجاد شرايط اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي مناسب براي شهروندان و همچنين نسل هاي آينده را به عنوان مسئله ملي در ‌آورده است (همان منبع: 22)

در چند دهه اخير شهرهاي كشورهاي در حال توسعه در معرض گسترش مهاجرت هاي روستايي به شهر بوده اند كه تحت تاثير گزار از اقتصاد كشاورزي به اقتصادي شهري و كاهش امكان اشتغال در نقاط روستايي با هدف دستيابي به فرصت هاي مطلوب تر اقتصادي، اجتماعي بوده است كه اغلب اين گونه افراد در بافت ها و سكونتگاههاي غير رسمي شهرها مستقر شده اند، زاغه نشيني، حاشيه نشيني، اسكان غير رسمي، اسكان خودرو، اسكان نابهنجار و يا هر عنوان ديگر كه براي اين پديده گذاشته شود به هر صورت نوعي الگوي سكونت براي گروهايي از جامعه فقير و فرو دست شهرنشين است (ماهنامه شوراها. 4، 1388:9)

در كشور ايران نيز پديده اسكان غير رسمي به طور مشهوري از دهه 1340 به بعد كه رشد شهرنشيني در اوج خود بوده نمايان گرديد و شهرهاي كشور را با مشكل جدي روبرو نموده و همواره ميزان آن در حال افزايش است طبق برخي برآوردها ميزان آن در حال افزايش است و طبق برخي برآوردها در حال حاضر حدود 5/3 ميليون حاشيه نشين در ايران وجود دارد (افتخاري راد، 1382: 61)

در اين ميان همانگونه كه تحقيقات جمعيت شناسي و جامعه شناسي موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران نيز نشان مي دهد به لحاظ جغرافيايي بيشترين سهم جمعيت اسكان غيررسمي در تهران و ديگر كلانشهرها ايران اسكان يافته اند كه عمدتاً از جمعيت مهاجر تشكيل شده اند (سيف الديني، 1378: 84)

شكل گيري محدوده هاي اسكان غير قانوني و ناهنجار به عنوان يكي از پيامدهاي گسيختگي فضائي عملكردي بويژه در كشور ما را مي توان برايندي از مجموعه عوامل ذيل دانست:

1 -رشد شتابان جمعيت و جمعيت پذيري محدوده هاي پيراموني و ضعف نظامهاي اقتصادي و مديريت شهري براي كنترل و هدايت اين رد فضائي متناسب.

2- نظام اقتصاد شهري و منطقه اي دوگانه و اتكاي آن بر اقتصاد غير رسمي گسيخته و ضرورت حيات غير رسمي كه بروز كالبدي آن به شكل محدوده هاي متمركز روي اسكان غير رسمي ظاهر مي شود.

3- قطعه بندي بزرگ زمين كه موجب افزايش قيمت زمين مي شود به طوري كه اقشار كم درآمد استطاعت خريد آن را ندارند.

4- سهولت ضوابط پرداخت وام و اعتبار مسكن و پايين بودن مبلغ وام پرداختي با توجه به قيمت آپارتمان و همچنين اطمينان خانوارهاي كم درآمد از قدرت باز پرداخت اقساط بلند مدت پس از اخذ وام به دليل عدم توانايي خريد در كلان شهر رو به مناطق حاشيه مي آورند.

5- افزايش فقر درون شهري يكي ديگر از عوامل موثر در حاشيه نشيني است به گونه اي كه امروزه فرهنگ فقر در كلان شهرها به عنوان يك پديده سبب بسياري از آسيب اجتماعي است.

6- اگر شهرها به صورت مناسب منطقه بندي شوند و بدون دليل و بي برنامه توسعه نيابند زمينه براي ساخت و ساز غير مجاز فراهم نمي شود و محلات زاغه نشين بوجود نخواهد آمد. (شيخي، 1382: 206)

حاشیه نشینی شهری قبل از انقلاب

مطالعات کارشناسان مسائل شهری نشان می دهد که تا سال 1320 اقتصاد شهر و روستا به
طور نسبی توازن داشت. شروع حرکت های مهاجرتی و آغاز توسعه شهرنشینی ایران با سال های 1332- 1320 مقارن بود (اعتماد، 1381: 190)

تشکیل ارتش، عملیات نظامی در سرکوب خوانین بزرگ، برقراری امنیت در شوارع، خطوط راه آهن ایجاد تونل و راه های شهری و ... تمام عواملی بود که سبب آسان شدن مسافرت و راحتی در حمل و نقل و به دنبال آن نرخ مهاجرت و حرکت روستائیان به شهرها بود به گونه ای که حرکت روستائیان از 08/0 در سال 1300 به 14% در سال 1320 رسید اما با روی کار آمدن دولت مصدق شاهد سیر نزولی مهاجرت آن هم به دلیل ملی شدن صنعت نفت و کاستن بهره مالکانه و اختصاص 2 درصد از درآمد مالکان به عمران روستایی هستیم این اقدامات سبب شد تا افزایش نرخ مهاجرت روستایی در سال 1320 متوقف شده و در سال 1335 علیرغم افزوده شدن یک رقم 6 میلیونی به جمعیت کشور نه تنها افزایش نشان نداد بلکه 5% کاهش یافته است (ورهرام، 1367)

با کودتای 28 مرداد 1332 و مشکلات سیاسی آن روز و روی کار آمدن محمد رضا شاه آن هم با چهره ای متفاوت ما در برهه ای از زمان مملکت شاهد رکود اقتصادی شدید به دلیل ورود کالاهای خارجی، رونق شهرها، فراهم کردن وسایل معیشتی و افزایش نسبی جمعیت و شدت مهاجرت بود. شهر گرائی مردم و روستائیان به حدی رسیده بود که در سال 1341 نرخ مهاجرت روستایی 0520/1% رشد نشان داد که نسبت به 5 سال قبل 10 برابر شده است (هاشم بیگی، 1371: 226)

بنا به یک گزارش در مورد جمع بندی وضع موجود، حاشیه نشینی در ایران 80% ساکنین این مناطق که اکثرا در اطراف تهران تجمع کرده اند و خانه ای از حلب قوطی، حصیر و موارد مشابه دارند از مناطق بندرعباس، اهواز، کرمانشاه، همدان، لرستان، کردستان هجوم آورده اند و 63 درصد از آنها دهقان که 32 درصد آنها به دلیل کمبود آب برای کشاورزی کوچ کرده اند و 4/18 درصد خرده مالکانی بودند که زمین های خود را اجاره داده اند و به تهران آمده اند و 7/10 درصد از ظلم مالکان فرار کرده اند. (زاهدی مازندرانی، 1355: 91)

مهاجرت های روستایی در ده های 40 تا 30 الزاماً به شهرها نبود و کشاورزان از روستایی به روستای دیگر سفر و با همیاری و مشارکت کشاورزان محلی دیگر کار می کردند و از سویی مهاجرت فصلی و موقت بود نه دائمی (وحدانی، 1381: 1140)

در طی سالهای 50 – 1345 مهاجرت بی رویه و شتابان از مناطق روستایی به شهرهای بزرگ بیشتر شد و از این پس بود که مشکل حاشیه نشینی شهری به عنوان یک مسئله اجتماعی نمایان شد و هنوز ادامه دارد (افتخاری راد، 1380: 50).

حاشیه نشینی در دوران بعد از انقلاب

در سال 1359 جمعیت ایران به 37700000 نفر بالغ گردید و نرخ مهاجرت روستایی نیز همگام با آن 1% افزایش یافت جنگ بعنوان یکی از مهمترین عوامل مهاجرتی برای ساکنین جنوب و غرب کشور، هجوم آنها به مناطق مرکزی و شرقی کشور به حساب می آمد با نگاهی به ساکنین مناطق حاشیه نشین در خواهیم یافت آنها مهاجرینی هستند که به خاطر اصطکاک و فرسودگی شیوه تولید دستیابی و بازده پایین تولیدات در اثر بی توجهی دولت و درگیر بودن آنها با مسائل مهم تری از بحران، به شهرها هجوم آورده اند. بعد از انقلاب بالا رفتن قیمت زمین، مصالح ساختمانی، وام های با بهره فراوان، اجاره های سنگین عواملی بود که اقشار کم درآمد جامعه که نسل دوم از مهاجرین روستایی بودند نتوانند در شهرها ساکن باشند و به همین خاطر به حاشیه شهرها رفته و شاید در آینده (که هیچ گاه نمی آید) بتوانند به متن برگردند. البته مهاجرت به خارج بعد از انقلاب تحت الشعاع دو جریان بزرگ قرار داشت که تابع اوضاع و احوال عصر خود بوده و در گسترش حاشیه نشینی و به تبع بالا رفتن میزان بزهکاری تاثیر داشت (مهاجرین، 1387: 41 – 40)

کودتای مارکیستی در افغانستان و اشغال آن توسط شوروی سبب مهاجرت افغانها به داخل کشور که از تعداد مهاجران آمار درستی در دست نیست اما در سال 1988 یونسکو طی آماری که منتشر کرد تعداد کل پناهندگان که در ایران زندگی می کنند را 2830000 نفر برآورد کرد که از این عده 2350000 نفر آن آوارگان افغانی و 70000 نفر از آن کردها و عراقی را تشکل می دادند (ReFuges special issue December 1988)

در اواخر دهه 60 که اقتصاد ما، اقتصاد جنگ بود، تولیدات پایین، دبی کیفیت، عدم توازن عرضه و تقاضا افزایش نقدینگی، تورم، شغل های کاذب، ترس از سرمایه گذاری، عدم امید به ادامه حیات نظام و از همه مهمتر افزایش سریع جمعیت که طی 7 سال بیش از 20 میلیون به جمعیت ایران اضافه شد و در دهه های 70 که دوران بعد از جنگ را تجربه کردیم حکومت تا حدودی به اوضاع مسلط شد و باید شاهد عمران و آبادانی شهرها و بازگشت مهاجران جنگ زده به شهرهایشان، اما این عمران و آبادانی با سرعت کمی صورت گرفته و نه تنها جنگ زده ها حاضر به بازگشت نبودند بلکه شهرها و روستاهای خود را محل زندگی نمی دانستند. در نیمه نخست دهۀ هشتاد هم هنوز برنامه های عمرانی و سیاست ها و راهکارهای مثبتی برای سر و شکل دادن به مناطق حاشیه نشینی صورت نگرفته است باید اذعان داشت که قبل از انقلاب با سیاست های غلط و نسنجیده دولت ها بستر و شرایط پدیده حاشیه نشینی را فراهم کردند و بعد از انقلاب نیز به جای جلوگیری از ادامه و گسترش آن زمینه را برای توسعه پایدار آن فراهم کردند ( مهاجرین، 1387، 42)

  ويژگيهاي حاشيه نشينان

اسكان غير رسمي، شيوه و فضاي حاصلي از زندگي شهري است كه در تمامي يا غالب جهات سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، كالبدي، حقوقي، سابقه استقرار و نحوه شكل گيري و سير تحولات تاريخي با بخش هاي مجاور تفاوت اساسي دارد. مسكن هاي غير معمول خيابانها و كوچه هاي تنگ و باريك، مشكلات زيست محيطي و بهداشتي، فزوني و تراكم بالاي جمعيت، فقر فرهنگي و آسيب پذيري بالا در برابر حوادث طبيعي، سطح پايين برخورداري از امكانات و تسهيلات زندگي، عدم برخورداري از امكانات، تأسيسات و خدمات شهري، اشتغال غالب در مشاغل غير رسمي، تصرف غير قانوني زمين و ... از ويژگيهاي اسكان غير رسمي مي باشد. عمده ترين ملاك عدم رسميت ويژگي هاي مسكن و مالكيت بر زمين مي باشد (كمانرودي 1376: 18)

زندگي حاشيه اي از يك سو مي تواند تهديدها و مسائلي براي نظام شهري ايجاد كند و از سوي ديگر زندگي حاشيه اي و در حاشيه ماندن مسائل و مشكلات عديده اي براي مناطق به دنبال داشته است. مهمترين مشكلات زندگي خانوادگي در محلات حاشيه نشين عبارت اند از بيكاري و نداشتن
شغل دائم سرپرست خانوار مشكل مالي و كمبود درآمد؛ نداشتن خانه و مسكن مناسب؛ محيط بد اجتماعي و فرهنگي اين محلات؛ عدم رسيدگي شهرداري؛ كمبود امكانات رفاهي و تفريحي براي فرزندان؛ انحرافات اجتماعي زياد از جمله اعتياد، نبود امنيت (به ويژه براي دختران) و همچنين در بيان مهمترين مسائل و مشكلات محلات حاشيه نشين به مواردي نظير آسفالت نبودن كوچه ها، كمبود بهداشت و سرپوش نبودن رودخانه ها و فاضلاب هاي محله؛ كمبود امكانات رفاهي، فرهنگي و آموزشي، عدم رسيدگي شهرداري به اين محلات؛ نداشتن آب لوله كشي؛ شلوغي محله ها؛ تراكم جمعيتي زياد، بافت روستايي چند قومي و فرهنگي بودن محله و ... مي باشد. (فدايي، 1388: 31)

توضيحات ذيل نمونه هايي از اوصاف عمومي زندگي حاشيه نشيني است.

1- چهره نامطلوب شهري

عمده ترين نماي حاشيه نشيني چهره ظاهري آن است كه احساس وجدان آدمي را مي آزارد ساختمانهايي با نماي آجري كم دوام فرسوده، معابر و گذرگاه هاي پر پيچ و خم و كم عرض بودن آنها بدون رعايت اصول معماري، ديوار نويسي كه اغلب دل مشغولي عاطفي و روحي جوانان، ناسيوناليستي جوي پر آب و گذريده، وجود موش و حشرات موذي، دست انداز در خيابانها و ... جملگي از بي كيفيت بودن سيماي شهري در اين منطقه دارد.

2- پايين بودن سطح بهداشت عمومي و سلامتي رواني و جسمي

اين مناطق به دليل نبودن بيمارستان، درمانگاه ها از ابتدايي ترين تجهيزات پزشكي از لحاظ بهداشت عمومي، نبودن حمام در برخي خانه ها، عدم رعايت بهداشت خصوصي، انباشت زباله ها و عدم دفع به موقع آنها، عدم دفع فاضلاب، آلودگي محيط، دور بودن از خدمات اورژانس و آتش نشاني بعلت دور بودن از خدمات شهري.

3- فقدان شغل مناسب و درآمد كافي

حاشيه نشينان از داشتن شغل مناسب محروم هستند چرا كه اغلب فاقد مهارت و تخصص و يا مدرك تحصيلي هستند به همين دليل رو به مشاغل كاذب روي مي آورند. از جمله گدايي، دست فروشي، كوپن فروشي، نان خشك جمع كن، قاچاق مواد مخدر، مشروبات الكلي، سرقت، اخاذي، اخفاي مال مسرقه از جمله مشاغل اينان به حساب مي آيد.

4- وجود خرده فرهنگ هاي خاص در اين مناطق

هر خانواري كه به اين مناطق مي آيد با خود فرهنگ خاصي آن هم با توجه به فرهنگ غالب در شهر يا روستا يا عشيره خود به همراه دارد اين فرهنگ ها پس از مدتي در فرهنگ قديمي تر ذوب مي شوند هر چند برخي خرده فرهنگ ها دير حل مي شوند و حتي هيچ گاه ممكن است از فرد جدا نشود عمده خرده فرهنگ هاي موجود گويش و ادبيات اين مناطق است، نوع رانندگي، نوع لباس پوشيدن، نوع مراسم عروسي، پايبندي به اصول لوتي گري ولاتي، رفيق بازي، نگهداري برخي حيوانات و هزاران مسئله ديگر كه انسان را به تأمل وا مي دارد.

5- تراكم جمعيت

تركيب سني جمعيت در اين مناطق نشان مي دهد كه به دليل جوان بودن رؤساي خانواده ها و عدم رعايت و تنظيم خانواده و علاقه وافر به فرزند پسر و يا افزايش فقر شهري و ... همه و همه دست به دست هم داده تا عليرغم جمعيت زياد و مساحت كم منازل و كم عرض بودن خيابان شاهد تراكم جمعيت و اصطكاك بيشتر افراد در اين مناطق باشيم.

6- فقدان يا كم بودن امكانات آموزشي و رفاهي و پايين بودن سطح سواد و تحصيلات نبود مدارس، كافي نبودن فضاي آموزشي مناسب نسبت به تعداد دانش آموزان، دور بودن مدارس در اين مناطق باعث شده كه بگويم امكانات اين مناطق ضعيف است بعلاوه برخورد خشن و تند حتي از نوع فيزيكي از ويژگيهاي اين مناطق مي باشد.

7- گستردگي فقر

براي مفهوم فقر چنين آمده است «مردمي كه قادر به بهره برداري از يك زندگي شايسته نباشند فقير هستند. (سرلك، 1383: 204) يا در جايي ديگر آمده است «فقر عبارتست از نداشتن غذاي كافي، كمبود آب آشاميدني، مراقبتهاي نامناسب، شركت فعال ننمودن در فرايندهاي تصميم گيري» (همان منبع)

8- فراواني مواد مخدر و رقم اعتياد

از عوامل گرايش به اعتياد، فقر، بيكاري، فقدان برنامه صحيح جهت پر كردن اوقات فراغت نابرابري اقتصادي و اجتماعي، در دست رس بودن مواد مخدر همه از عوامل گرايش ساكنين حاشيه و آمار اعتياد آن است.

9- منبع و مركز انحرافات و كژروي هاي اجتماعي

طبق آمار رسمي از زندانهاي اهواز از 1468 از زندانيان شهر اهواز 486 نفر از آنان از ساكنين حاشيه شهر هستند كه حدود 12/33 درصد حاشيه نشينان هستند.

 رشد حاشیه نشینی

امروزه در جهان توسعه خواهی تبدیل به جنبشی فراگیر و جهانی شده است اغلب دولت ها و ملت ها خواهان توسعه هستند اما مراد از توسعه در این میان متفاوت است. از گذراندن امور روزمره تا فراغت ها از فقر مطلق تا بهبود دسترسی به خدمات اساسی اقتصادی و اجتماعی و نیز بهبود مستمر و ارتقای مداوم کیفیت زندگی در این معقوله می گنجد در یک تعریف کلی و ناظر به توسعه برنامه ریزی شده تمام تلاش های صورت گرفته برای «حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب» مصداق توسعه است.

در دوران معاصر نظریه های متفاوتی در این زمینه ارائه شده ابتدا نظریه رشد اقتصادی به عنوان یک ایده آل مطرح شد و کشورهای کمتر توسعه یافته (به قول برخی از نظریه پردازان عقب نگه داشته شده) الگوی رشد کشورهای فاتح و پیروز در جنگ را کعبه آمال خویش ساختند. براساس برآوردهای سازمانهای بین المللی فعال در زمینه اسکان بشر حدود یک میلیارد نفر از جمعیت جهان اکنون در زاغه ها و حاشیه های شهری یا به صورت اسکان غیر رسمی زندگی می کنند با توجه به این نکته که اکنون در آغاز قرن بیست و یکم حدود نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و شهرنشینی بستر انواع تضادها و تعارض های اجتماعی در هر کشوری است و به تعبیری شهر در هر کشوری به محل تمرکز ثروت و انباشت فقر تبدیل شده است. (ماهنامه شوراها، 1388: 28)

مجموعه دستاوردهای فوق متفکران و صاحبنظران توسعه را بر آن داشت تا در برداشت های قبلی خود تجدید نظر کنند در برداشت های جدید، توسعه با شاخص های رشد یا حتی کاهش نسبی فقر تعریف نمی شد و مراد از آن الگویی جامع و همه جانبه بود که به آن توسعه پایدارمی گفتند این نگرش در دهۀ 1970 با اعلامیه کوکویک مطرح شد که در آن به رابطه بین محیط و توسعه پرداخته شد این اصطلاح به منظور تحلیل و بررسی روابط بین متغیرهای اقتصادی اجتماعی و منابع طبیعی و محیط زیست بشر، به عنوان پایه و اساس هر گونه توسعه مورد توجه قرار گرفت. توسعه پایدار به معنای آن است که آموزه هایی درباره اکولوژی می تواند و بباید روندهای اقتصادی به کار گرفته شود که شامل ایده های استراتژی حفاظت محیط جهانی و ایجاد محیطی منطقی است که در آن ادعای توسعه به منظور پیشبرد کیفیت همه جنبه های حیات مورد چالش و آزمایش قرار می گیرد. (رادکلیفت، 1373: 43)

منظور از توسعه پایدار، حفاظت صرف از محیط زیست نیست بلکه مفهوم جدیدی از رشد اقتصادی است که عدالت و امکانات زندگی را برای تمامی مردم جهان و به تعداد اندکی از افراد برگزیده است (ازکیا و دیگران، 1382: 59)

فرایند تصور نظریات و رهیافت های توسعه نشان می دهد که هر چه به زمان حاضر نزدیک می شویم دو تغییر عمده در برنامه های توسعه مشاهده می شود.

الف) از «یکسو نگری» به «همه جانبه نگری» سوق پیدا می کند.

ب) از جنبه های فنی کاسته شده و بر جنبه های زیست محیطی، اجتماعی و انسانی افزوده می شود و از جمله جنبه های مهم تأمین حداقل نیاز برای اجرای توسعه پایدار موارد زیر است:

·     حذف فقر

·     کاهش رشد جمعیت

·     توزیع منطقی منابع

·     داشتن مردمی سالم تر و آموزش دیده تر و تعلیم یافته تر

·     تمرکز زدایی

·     برقراری سیستم های تجاری آزاد (ماهنامه شوراها، 1388: 28)

  پیامدهای حاشیه نشینی

اهم پیامدهای و نتایج حاشیه نشینی در مناطق حاشیه نشین و جامعه آماری

1- حاشیه نشینی و امنیت:

1/1- فرهنگ فقر و فقر فرهنگی چهره اصلی شیوه زندگی حاشیه نشینان را نمودار می سازد.

2/1- جمعیت جوان، زیاد و متراکم، فقر، تزلزل شغلی، کم سوادی و بی سوادی وترک تحصیل، شرارت، نزاعها و درگیری ها و خشنوت های مستمر، کمبود امکانات تفریحی، ضعف بهداشت، اعتیاد، فحشا، معاملات غیرقانون، در حاشیه بودن، آشفتگی و افسردگی و ... در مجمع حاشیه نشین را به کجروی های حرفه ای سوق می دهند و منطقه حاشیه نشین را به لحاظ منکراتی کاملا فعال می کنند. حاشیه نشین به دو نظام فرهنگی(قبل از مهاجرت «روستایی» و بعد از مهاجرت «شهری») وابسته است و در عین حال به  هیچ یک کاملا تعلق و تمایل ندارند. این در حاشیه بودن، گسیختگی از نظام ارزشی پیشین و احساس رهایی نسبی از یوغ کنترل اجتماعی شهری، نوعی عدم انسجام و همبستگی را به وجود خواهد آورد که علاوه بر افزایش استعداد قابلیت رشد آسیب های اجتماعی، موجب اختلال در نظم و امنیت عمومی می شود.

3/1- همه پژوهشگران شهرها بر این باورند که تداوم فقر و فلاکت بینوایان بدون واکنش سیاسی نخواهد بود و خشونت های جنایت آمیز را افزایش می دهد. ناآرامی های سال 1992 و 1993 در بمبئی که در جریان آن هزاران انسان جان خود را باختند و شورش سال 1992 لوس آنجلس، نمونه هایی از چنین وقایعی هستند. (اشپیگل، سلام:9).

4/1- مهم ترین قشر، جوانان هستند که با مشکلات عدیده ی نیز مواجه اند، که باید تحصیل علم و معرفت کنند، هنر بیاموزند و مهارت پیدا نمایند، اما سوال این است که کارگزاران جامعه پذیر کننده این قشرها چه کسانی هستند:

الف) خانواده حاشیه نشین، که بی سواد یا کم سواد، اسیر فقر فرهنگی و اعتیاد است یا رئیس خانواده زندانی و یا مجهول المکان می باشد.

ب) مدرسه حاشیه نشین: که چند شیفته است و معلمین غیرمتخصص، فقیر، گاهی تبعیدی و بعضاً بی انگیزه دارد و آن هم با کمترین امکانات.

ج) رسانه های جمعی، که گویی خود را تنها نماینده فرهنگی اقشار متوسط به بالای جامعه می داند.

د) گروه همسالان، که خود به همان درد و بلا گرفتارند.

هـ) همسایگان که یکی از یکی محروم ترند.

و) مساجد که تا حدودی فعالند.

چنین است که چون ترک تحصیل کرده، نیمه بیکار، بی هویت، مردد، از خانه محقر خود بیرون می زند و شهر آشوبی می کند.

آن به سایر مناطق و تهدید امنیت عمومی تحت تاثیر عواملی چند تشدید می شوند که در این جا به برخی از آنها  اشاره می شود.

5/1- افزایش تبعیض، بی عدالتی و مانور تجمل و فرهنگ مصرفی طبقه متوسط به بالا، علاوه بر خطر اصلی افزایش بی اعتمادی نسبت به نظام، فساد را زیاد می کند و توسعه می دهد و یا افسردگی و انزوا طلبی و انفعال را.

6/1- معضل زندانی، وقتی رخ می نماید که طرفین یک مبادله به دلیل عدم اعتماد متقابل به فعالیت های غیرتولیدی و حتی تخریبی علیه هم دست می زنند.

7/1- عملکرد شهرداری در  تخریب مسکن های غیرمجاز. طبق تئوری نیازهای « مزلو» سرپناه به لحاظ فرهنگی، جزیی از آرمان های انسان ها است. برای انسان جهان سوم هم خانه داشتن شاید مهم ترین امتیاز زندگی باشد و برای مهاجر حاشیه نشین خانه خراب شدن به تحقیق مهم ترین مصیبت است.

 8/1-  «مایلک تودارو»  مدعی است که: افراد جسور در میان جسور در میان مهاجران بیش از جامعه مبدا یافت می شود.

9/1- عناصر شرور غوغا طلب هم می توانند در چنین مواقعی آب را گل آلودتر کرده و از آن سوء استفاده نمایند.

10/1- سوء تدبیر برخی از  عناصر اجرای.

11/1- عدم تناسب تعداد و کیفیت حضور نیروهای کنترل اجتماعی.

با در نظر گرفتن آنچه گفته شد حاشیه نشینی یکی از عوامل موثر در بروز ناامنی اجتماعی است که به دلیل ماهیت خاص خود با وارد آوردن محرک های تشدید کننده ناامنی، موجب وقوع بی نظمی و بر هم خوردن امنیت عمومی می گردد. به نوعی میتوان گفت فی ما بین امنیت و حاشیه نشینی رابطه این معکوس وجود دارد، بدین معنی که با افزایش حاشیه نشینی  کثرت یافتن تعداد حاشیه نشینان، امنیت اجتماعی تهدید بیشتری می شود.

چنان چه حاشیه نشینی و کثرت یافتن تعداد حاشیه نشینان، امنیت اجتماعی تهدید بیشتری می شود.چنان چه حاشیه نشینی در اطراف کلان شهر اهواز فزونی یابد، میزان آسیب پذیری امنیتی بالا می رود.

1-سیمای نامطلوب شهر

عمده ترین نماد جهانی حاشیه نشینی سیمای نامطلوب آن است که احساس و وجدان و دیدگان آدمی را می آزارد، ساختمان ها تخریب شده و فرسوده شده نشان می دهد. گذرگاه ها و معابر پرپیچ و خم و کم عرض بوده و معمولا راه دسترسی خودروهای امداد اعم از آتش نشانی، اورژانس و پلیس در مواقع بروز حوادث و خطرات وجود ندارد.

باوجود استعداد ها و توانمندی های موجود در شهرستان اهواز کمترین توجه به آن نسبت به سایر مراکز استان ها و کلان شهرها شده است. شهرستان اهواز به عنوان مرکز استان 35 درصد جمعیت این استان را شامل می شود و از لحاظ وسعت بعد از تهران دومین شهر است و بالغ بر یک میلیون و 400 هزار نفر جمعیت دارد. 79 درصد جمعیت شهری و 21 درصد جمعیت روستایی را داراست. این شهرستان به عنوان مرکز صنایع مادر محسوب می شود و علیرغم این استعداد ها و  توانمندی هایی که در آن وجود دارد کمترین توجهی به آن نسبت به سایر مراکز استان ها و کلان شهرها نشده است.

چهره شهر اهواز به عنوان مرکز استان در شأن استان خوزستان نیست. مشکل آب های سطحی در سطح شهر اهواز وجود دارد به گونه ای که اگر 10 تا 15 میلی متر باران ببارد، معابر و منازل بسیاری از نقاط شهر اهواز که یک سوم جمعیت شهر را داراست و فاقد امکانات اولیه است باید فکری اساسی و کاری جدی و عملی صورت گیرد. (روزنامه فرهنگ جنوب، شماره 751، مصاحبه با فرماندار اهواز)

2- پایین بودن سطح بهداشت عمومی و سلامتی

حاشیه نشین ها فاقد بهداشت عمومی و خصوصی در حد و اندازه استانداردهای جهانی و حتی ملی هستند و اقدام علیه بهداشت عمومی و محیط زیست در چنین مناطقی شایع است. انباشت زباله ها و عدم جمع آوری آنها، جریان فاضلاب منازل در کوچه ها و عدم دفع بهداشتی آن، آلودگی های صوتی و آلودگی هوا و غیره در این محلات مشهود است.

تراکم بالای جمعیتی در کنار فقدان امکانات شهری باعث شده است که از لحاظ بهداشتی مناطق حاشیه ای شهرها در وضعیت وخیمی به سر ببرند. آمار بالای بیماریهای واگیردار و بیمارهای پوستی و گوارشی گواهی بر این مشکل عمده مناطق حاشیه ای شهرهای ایران است.

3-فقدان شغل رسمی و درآمد کافی

اکثر خانواده های حاشیه نشینی شغل رسمی برای تامین معاش خود ندارند و چون این افراد عموما فاقد مهارت و تخصص و سرمایه گذاری می باشند به مشاغل کاذب و بعضاً مجرمانه مثل دست فروشی، کوپن فروشی، تکدی گری، زباله دزدی ، خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی روی می آورند. بر حسب آماری های موجود حدود 20 درصد افراد این مناطق فاقد شغل می باشند.

5- وجود خرده فرهنگ های خاص مناطق کوچک

در مناطق حاشیه نشین خرده فرهنگ های خاص مناطق کوچک هر یک از خانوارها که قبلا ساکن آن بودند مشاهده می شود و اجتماعاتی communities در دل جامعه society رخ عیان می کند. این فرهنگ ها بسیار دیر جذب فرهنگ های شهری می شوند و این امر و نیز فقر فرهنگی افراد امکان نفوذ از نظر فرهنگی و اجتماعی را در آنها برای اجرای برنامه های مختلف اجتماعی ، چون بهداشت و تنظیم خانواده و غیره مشکل می کند. خصایص کنش روستایی که سنخیتی با زیست شهر ندارد، به شاکله عقیدتی زیست شهری مبدل می شود.

6- تراکم جمعیت

ترکیب سنی جمعیت در این مناطق نشان می دهد که علی رغم جوان بودن بیشتر رؤسای خانواده ها بعد خانواده وسیع است . متوسط تعداد جمعیت هر خانوار حدود 5/4 درصد می باشد که با در نظر گرفتن مساحت کم منازل موجود در مناطق حاشیه نشینی به تراکم بیش از حد جمعیت در این مناطق پی خواهیم برد.

7- فقدان یا کم بودن امکانات آموزشی و رفاهی و پایین بودن سطح سواد و تحصیلات

در حاشیه شهرهای  ایران ، آموزش و پرورش به بدوی ترین شکل ممکن رواج دارد، به این معنا که عدم تخصیص بودجه متناسب برای امر آموزشی و پرورش این نقاط جدای از آنکه باعث کم سواد شدن حاشیه نشینان شده است، موجب گردیده که تا فرآیند جامعه پذیری socialization ، در میان کودکان و نوجوانان حاشیه نشین فرآیندی ناقص و عقیم باشد نقصانی که در رشد بالای انحرافات اجتماعی نمود می یابد.

به صورت خلاصه به لحاظ پایین بودن سطح آگاهی و مشکلات معیشتی و فقدان امکانات آموزشی و غیره نرخ با سوادی بسیار پایین است.

حدود 5/2 درصد افراد این مناطق میزان تحصیلات خود را در سطح دیپلم و فوق دیپلم بیان کرده اند. و افت تحصیلی خود را در آموزشی شدیدی در این مناطق دیده می شود. نمونه فقدان امکانات آموزشی طرح تعطیلی بعضی مدارس حاشیه تهران و یک روز درمیان تشکیل شدن کلاس ها برای دانش آموزان بود که در رسانه ها مطرح شد.

8- اعتیاد

از عوامل گرایش به اعتیاد ، فقر، بیکاری، فقدان برنامه صحیح جهت پرکردن اوقات فراغت، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی و در دسترسی بودن مواد مخدر را می توان نام برد. معمولاً در مناطق حاشیه نشین بسیاری از این عوامل قابل رویت است و بدان جهت اعتیاد به مواد مخدر در بین جوانان این مناطق و همچنین خرید و فروش مواد افیونی روز به روز افزایش می یابد.

9- منبع و مرکز انحرافات و کجروی های اجتماعی

مارشال کلینارد می گوید : حاشیه نشینی مساله و عارضه ای شهری است و منشاء عمده بزهکاری و جرم می باشد. آسیب های اجتماعی، سهم بالایی از وقوع جرم و جرائم در کشور به حاشیه نشینان اختصاص یافته است، به دلیل عدم تطابق هنجاری و نائل نشدن به یک شناخت اجتماعی social cognation حاشیه نشینان و همچنین سطح نازل معیشت اقتصادی این طبقه اجتماعی، social class یک نوع انحرافات نهادینه شده در کنش آنها به چشم می خورد، قاچاق مواد مخدر و جنایت های مبتنی بر هیچ انگاری ارزش های اجتماعی از موارد قابل ذکر هستند.

فقر و ناتوانی یا عدم تمایل بازار رسمی اقتصاد شهر، به جذب حاشیه نشینان، آنان را به بازار فعالیتهای غیررسمی می کشاند. بازاری که بخشی از محصولات آن در زمره امور ممنوع و بزهکارانه مثل مواد مخدر، دزدی، فحشاء هستند. کمبود یا فقدان مراکز تامین خدمات امنیتی و  انظباتی مانند پاسگاه ها و کلانتری ها در این مناطق آنها را بدل به مراکز امن و خالی از نظر برای افراد و گروههایی کرده است که به شیوه های بزهکارانه ارتزاق می نمایند.

رواج مشاغل کاذب و غیررسمی فقر مفرط اقتصادی و همچنین عدم مهارت فنی در میان مهاجران حاشیه نشین ایران، مشاغلی را رواج داده که در متن زیست شهری به وضوح قابل رویت است، دستفروش قاچاق، کالا، دلالی های کاذب امروز نه تنها در حاشیه شهر بلکه در متن شهرها نیز نمود تام دارد. سطح نازل آموزش و پرورش و سواد در حاشیه شهرهای ایران، آموزش و پرورش به بدوی ترین شکل ممکن رواج دارد ، به این معنا که عدم تخصیص بودجه متناسب برای امر آموزش و پرورش این نقاط جدای از آنکه باعث کم سواد شدن حاشیه نشینان شده است، موجب گردیده که تا فرآیند جامعه پذیری socialization، در میان کودکان و نوجوانان حاشیه نشین فرآیندی ناقص و عقیم باشد نقصانی که در رشد بالای انحرافات جامعوی نمود می یابد.

10- آشوب های اجتماعی

حاشیه نشینی جایگاهی در امنیت ملی نیز دارد به خصوص در جهانی که قسمت اعظم سرکردگان آن حامی ما نیستند و ما برای آنها وصله ناجور محسوب می شویم. افراد سنین جوان با توجه به احساس محرومیت نسبی و عدم توانایی ارضای نیازهای خود به صورت بالقوه به ناراضی هایی تبدیل می شوند که ممکن است با وقوع هر حادثه ای یا با سازماندهی شدن به وسیله ارازل و اوباش و یا در قالب موب ها به بر هم زدن امنیت عمومی و اخلال دست بزنند. این مسئله محدود به ایران یا استان خوزستان و کلان شهر اهواز نیست و حتی شورش های فرانسه در سال 2005 و 2007 نیز به نوعی متاثر از این مسئله بود. به ویژه وقتی موب ها از یک قومیت خاص یا یک مذهب خاص باشند.

بعضی از تحلیل گران حاضر در فرانسه به صورت نمونه احساس هویت دینی و آپارتاید مذهبی در فرانسه را از عوامل دامن زده شدن به احساس محرومیت نسبی و به تبع آن نارضایتی در فرانسه می نامند.

11- پیامدهای اجتماعی

هویت قومی، پایبندی به سنت ها، فقدان تخصص، بی سوادی و کم سوادی، درآمد پایین و به خصوص فرهنگ مستقل حاشیه نشینی، منشاء و محل تجمع کودکان فراری، کودکان خیابانی و کارتن خواب ها، گروه گرایی و قوم گرایی شدید و همکاری با هم در فراز قانون و عدم همکاری با مامورین انتظامی و مامورین انتظامی و مامورین دولت.

12- پیامدهای فرهنگی

فرهنگ قانون گریزی، ضعف در تعلق به هویت شهری، واگرایی شدید نسبت به قوانین شهری، انزواطلبی، احساس غریبه بودن و بیگانگی، اختلال در هویت ( این پدیده را برای اولین بار در جهان غرب روبروت ا. سی. پارک آمریکایی از سردمداران جامعه شناسی شیکاگو، شاگرد جرج زیمل و نیز ایورت استونگویست، شاگرد پارک تحت عنوان مهاجرت انسانی و منازل حاشیه نشین مورد مطالعه قرار دادند. از نظر آنها، انسان حاشیه نشین شخصیتی ا ست که از حاصل برخورد یا پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت و احیاناً متخاصم ظهور می یابد. به نظر آنها او آشنای بیگانه ای است که نسبت به دو نظام فرهنگی احساس کاملاً متعلق و متمایل نمی داند (مثنوی، عطاء  الله )

13- مسکن غیرقابل اطمینان در قبال حوادث طبیعی

بسیاری از افراد در  این مناطق، خانه سازی بر اساس اصول استاندارد ندارند و لذا اکثر این
 خانه ها در قبال حوادث طبیعی مانند زلزله و توفان هیچ مصونیتی ایجاد نمی کنند. شهرک های این مناطق با مواد و مصالح کم دوام و برخی جاها زاغه نشینی است. همچنین ساخت و ساز در  ابعاد کوچک و غیر استاندارد.

14- پیامدهای روانشناختی

پریشانی، بی هویتی(نداشتن هویت می تواند به نوعی افراد را نسبت به پیرامون خود بی توجه کند و برای کسب آن و دست یابی به یک پایگاه اجتماعی که از طریق آن خود را به اجتماع شهر نشینی نزدیک کند دست به هر کاری که آنان را از نظر مالی تامین کند، می زنند). (غلامرضا شهریاری).

15- پیامدها برای مدیریت شهری

درجه بالای ریسک بی ثباتی محیط کسب و کار برای مدیران، تحمیل هزینه های پیش بینی نشده و سنگین بر مدیریت شهری، تحمیل تغییرات ناخواسته در برنامه ریزی های کلان.

16- توسعه آثار منفی زیست محیطی و عقب ماندن از توسعه پایدار.

17- بلا استفاده مانده بخشی از سرمایه گذاری ناشی از ساخت و ساز به دلیل عدم وجود امکانات و تاسیسات زیربنایی.

18- افزایش روند جذب در حاشیه های شهری علیرغم وجود معضلات انباشته قبلی (مهدی دهقان).

19- ضرورت ترجیح نظام توزیع متعادل بر رونق اقتصادی.

20- انجام رشد اقتصادی به موازات توزیع غیرمتمرکز آن( سید سعید زاهد).

 پیشینه پژوهش

پیرامون مساله مورد بررسی یعنی عوامل موثر در شکل گیری حاشیه نشینی در پژوهش حاضر، تعدادی از مطالعات انجام شده توسط دیگران که در دست رس بود، به طور خلاصه در این قسمت بررسی و مرور شده و برای سهولت در انجام کار به دو دسته تحقیقات داخلی و خارجی تقسیم شده اند.

تحقیقات داخلی انجام شده

مطالعات متعددی در ایران نیز بر روی حاشیه نشینی و سکونت گاه های غیر رسمی انجام شده است که برگرفته شده از دیدگاه های مورد اشاره بوده اند.

در سال 1343 وزارت آبادانی و مسکن (مدیریت امور اجتماعی) بررسی های مورد چندی را درباره وضع حاشیه نشینان شهرهای تهران، آبادان، همدان، مشهد، کرمانشاه، اهواز و بندرعباس آغاز کرد. این مطالعات حاصل ماموریت های اداری کارشناسان بود که به رغم محدودیت های اجرایی، نبود امکانات و تسهیلات لازم برای بررسی، و حساسیت های سیاسی، فقط توانستند تصاویری هر چند توصیفی از وضع زندگی آلونک نشینان، زاغه نشینان و حلبی آبادها ارایه کنند. این مطالعات موردی فقط بیان توصیفی از مشکل حاشیه نشینی بود که برای نخستین بار در محافل کارشناسان، برنامه ریزان و مدیران اجرایی مطرح می شد.

در سال 1350 مدیریت بهداشت و رفاه اجتماعی سازمان برنامه و بودجه بر روی وضعیت اقتصادی و اجتماعی حاشیه نشینان مطالعاتی را آغاز نمود و نتایج آن تحت عنوان « گزارش برنامه عمران و رفاه حاشیه نشینان شهری» منتشر گردید. محدوده جغرافیایی و شهری آن طرح، 14 شهر بزرگ کشور (با بیش از یکصد هزار نفر جمعیت) بود. اجرای این طرح، علاوه بر شناسایی مسائل حاشیه نشینان، اقدامی در خصوص تجهیز و توسعه بخش مطالعات جامعه شناسی شهری مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی نیز به شمار می رفت.

این طرح فقط در شهرهای بندرعباس، اهواز، بوشهر، همدان، کرمانشاه و تهران ( در مراحل مقدماتی) اجرا شد و نتایج مطالعات و بررسیها به صورت جزوه انتشار یافت.

در نیمه دوم سال 1350 موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران بنا به درخواست سازمان برنامه و بودجه، طرح گسترده ای برای مطالعه حاشیه نشینی در کشور آغاز کرد. محدوده جغرافیایی این طرح، 14 شهر بزرگ کشور (بیش از یکصد هزار نفر) بود. اجرای این طرح، علاوه بر شناسایی مسائل حاشیه نشینان، اقدامی در خصوص تجهیز و توسعه بخش مطالعات جامعه شناسی شهری موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی نیز بود. این طرح فقط در شهرهای تهران، بندرعباس، همدان، کرمانشاه، بوشهر و اهواز تهیه شد و نتایج مطالعات و بررسی ها بصورت نشریاتی فقط برای چند شهر انتشار یافت.

مطالعات گروه توسعه اجتماعی جوامع ویژه (جوامع حاشیه نشین، عشایری و خوش نشینان روستایی) در برنامه پنجم عمران در سال 1351 با ارزیابی طرح های قبلی خانه سازی و عمران جوامع یاد شده، دیدگاهی نو درباره توسعه و عمران جوامع محروم ارایه کرد.

زاهد زاهدانی در سال 1355 بنا به درخواست برنامه و بودجه به بررسی اجمالی حاشیه نشینان شهر کرمان پرداخت.

از دیگر مطالعات انجام شده قبل از انقلاب می توان به مطالعات مربوط به حاشیه نشینان شیراز، آلونک های شهرآرا، آلونک نشینان سلسبیل شمالی، ساکنان تپه هگمتانه- حیطه قائنی ها نام برد. در سال 1355 شکوئی کتابی تحت عنوان حاشیه نشینان شهری به چاپ رساند و در این کتاب به بیان ویژگی های حاشیه نشینان و مشکلات آنان اشاره نمود.

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1358 در مطالعه مقدماتی درباره زور آباد کرج علل گسترس زورآبادها را، افزایش درآمد نفت در سال های 53 – 52 و تشدید وابستگی ها و پیدایش اختلاف فاحش میان روستا و شهر در زمینه های مختلف می داند.

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1358 در گزارش طرح تحقیقاتی خود به بررسی خوش نشینان سیستان پرداخت. در این گزارش شرایط اقلیمی و کمبود آب و خشک شدن رودخانه هیرمند انگیزه مهاجرت بوده و مهاجرتها بیشتر بخاطر یافتن کار بوده است.

از دیگر مطالعات می توان به حاشیه نشینان و خانه های ارزان قیمت انتشارات دانشگاه تبریز از دکتر حسین شکویی اشاره نمود که در رابطه با شکل گیری سکونت گاه های غیررسمی در شهر و علل توسعه زاغه ها و طبقه بندی زاغه های شهری می باشد. همچنین فرهنگ مناطق حاشیه نشینی و طبقه بندی آنان از جهات فیزیکی را مورد بحث قرار داده است.

زنده دل در سال 1361 در کتاب خود به عنوان حاشیه نشینی، خصیصه های عمده آن را ذکر می کند و حاشیه نشینی را تنها به فرم مسکن یا موقعیت جغرافیایی محل سکونت مربوط نمی داند، بلکه معتقد است حاشیه نشینان از نظر اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نیز با دخالت نه شهری و نه روستایی دست به گریبان هستند.

دفتر مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران در سال 1362 در تحقیقی به بررسی حاشیه نشینی و حلبی آبادها در تهران پرداخت.

در سال 1366 حسین زاده دلیر طرحی تحقیقاتی تحت عنوان « حاشیه نشینان تبریز» به انجام رسانید که در این تحقیق حاشیه نشینان تبریز را مورد مطالعه قرار داده و نتایج آن توسط دانشگاه تبریز منتشر گردید.

بابائی پور در سال 1366 در مطالعه ای که برای سازمان برنامه و بودجه همدان انجام داد به بررسی مسائل حاشیه نشینان همدان پرداخت. وی معتقد است حاشیه نشینان عموماً مهاجرین روستایی هستند که در خارج از محدوده شهر و بدون مجوز نقشه ساختمانی اقدام به احداث ساختمان می نمایند و از تسهیلات شهری بی بهره اند.

در سال 1366 اکبری در گزارشی که برای سازمان برنامه و بودجه استان سیستان و بلوچستان تهیه کرد، علل و چگونگی گسترش حاشیه نشینی در شهر زابل را در نیم قرن اخیر تغییرات و دگرگونی ها در نظام حاکم بر زراعت و کشاورزی در منطقه می داند که باعث مهاجرت روستائیان به حاشیه شهر شده است.

در سال 1369 عطائیان و موسوی و نبات چیان در یک طرح تحقیقاتی به بررسی حاشیه نشینی در شهر زنجان پرداختند و در آن تاریخچه شهرنشینی را مورد بررسی قرار دادند. آنها حاشیه نشینی را یک پدیده اجتماعی و اقتصادی در شهر زنجان می دانند.

دفتر مطالعات اقتصادی و اجتماعی استانداری کردستان در سال 1369 در یک گزارش به بررسی حاشیه نشیان تفتان سنندج پرداخت و حاشیه نشینی سنندج را معلول نابسامانی های متعدد و مزمن اقتصادی اجتماعی می داند و دوای اصلی جلوگیری از حاشیه نشینی را حرکت مدون بلند مدت در سطح ملی و منطقه ای می داند.

زاهد زاهدانی در سال 1369 کتابی تحت عنوان حاشیه نشینی توسط انتشارات دانشگاه شیراز منتشر و تألیف نمود. این کتاب دارای سه بخش است. بخش اول طرح مسئله بخش دوم حاشیه نشینی در ایران، بخش سوم راه حل های رفع پدیده حاشیه نشینی را مطرح می کند.

وی مفهوم حاشیه نشین را به معنای اعم تمام کسانی می داند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند ولی جذب نظام اقتصادی شهر نشده اند، جاذبه شهر و رفاه شهری، این افراد را از زادگاه خویش کند و به سوی قطب های صنعتی و بازارهای کار می کشد و اکثرا مهاجرین روستائی هستند که به منظور گذران بهتر زندگی راهی شهرها می شود.

پیران مطالعات بی شماری بر روی مسکن نابهنجار و سکونت گاه های غیر رسمی داشته است. ایشان در شماره های 3، 4 و 5 اطلاعات سیاسی و اقتصادی در سال 66 ابتدا به شهرنشینی شتابان و ناهمگون اشاره نموده و به مباحثی بسیار جالب در رابطه با زمینه های تاریخی پیدایش مسکن نابهنجار در ایران و جهان سوم پرداخته و در شماره های بعدی در سال 67، آلونک نشینی در تهران را مورد بررسی قرار داده است که در این ارتباط ضمن تشریح کامل مسائل، به مشکلات آلونک نشینان مناطق 2، 4، 8، 10، 15، 16 و 20 شهرداری تهران که حدود 8000 نفر در آن زمان بودند، پرداخت. در این پژوهش مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی و کالبدی آلونک نشینان مورد شناسایی قرار گرفته و با تحلیل مسکن نابهنجار، راه حل هائی جهت بهبود وضعیت این مناطق خصوصا در بعد مسکن ارائه گردید. وی معتقد است در بررسی مسکن و نوع مشاغل آسیب های اجتماعی و جرم و ... توجه کرد.

از سال 1372 تحقیقی به نام حاشیه نشینی در ایران: علل و راه حل ها، توسط مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی ایران شروع شد. در گزارش مرحله اول این پژوهش، فشرده ای از وضعیت اسکان غیر رسمی در جهان و آخرین رویکردها به آن، گزارشی از میزگرد بر پا شده در مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری درباره حاشیه نشینی و چکیده بخشی از تحقیقات انجام شده در این مورد ارائه گردید. در این گزارش آمده که حاشیه نشینان در غیاب برنامه ریزان، خود برای خود برنامه ریزی می کنند. این مطالعات نشان داد که دو کاستی اساسی در نظام برنامه ریزی فضائی کشورهای توسعه یابنده، عللی اساسی برای تبلور پدیده اسکان غیر رسمی، به شکل موجود آن، در این کشورهاست:

-  عدم توجه به توان و نیازهای بخش عمده ای از ساکنان شهرها (کم درآمدها) در برنامه ریزی و طرح ریزی کالبدی

-  عدم توجه به ضرورت قرار گرفتن برنامه ریزی شهری در چارچوب برنامه ریزی منطقه ای گزارش مرحله دوم (سال 1373) با نام چهره نمائی آبادی های پیرامون ده شهر (اراک، اصفهان، اهواز، بندرعباس، تبریز، تهران، زاهدان، شیراز، مراغه و مشهد) برای شناسادن ابعاد اسکان غیر رسمی در پیرامون شهرهای کوچک و بزرگ ایران بود. این بررسی نشان داد:

-  تمام شهرهای مذکور پس از اعمال قواعد طرح های جامع، دچار رشد شتابان جمعیت در آبادی های پیرامونی گشته اند.

-  پدیده اسکان غیر رسمی همچون موجی از مرکز شهرها به پیرامون آنها گسترش می یابد

-    سکونت گاه های غیر رسمی، حتی در کلان شهر تهران، از شعاع 30 کیلومتری از مرکز فراتر نمی روند. در حالی که شهرهای اقماری برای میان درآمدها، با فاصله ای بیشتر از این هم احداث می شوند. این امر توجه به برنامه ریزی برای اسکان کم درآمدها را در حریم شهر و نزدیک محل اشتغال، گوشزد می نماید.

نتایج این گزارش، لزوم توجه به محتوی برنامه ریزی های کالبدی و نیز ضرورت دگرگونی نظام برنامه ریزی فضائی را برای جلوگیری از غلبه اسکان غیر رسمی بر شهرسازی رسمی آشکار کرد. گزارش مرحله سوم تحت عنوان پویایی زندگی در اسکان غیر رسمی تهیه شد که بدنبال شناسایی خصایص اجتماعی، اقتصادی و مسکن خانوارهای ساکن در چند سکونت گاه غیر رسمی اطراف تهران بوده است.

در گزارش مرحله چهارم (1373) با نام برنامه ریزی توسعه، برنامه ریزی کالبدی و اسکان غیررسمی، حاصل مطالعات مراحل قبل برای رابطه اسکان غیر رسمی با برنامه ریزی توسعه و کالبدی، با توجه اصلی به کاستی های نظام برنامه ریزی کالبدی در کشورهای توسعه یابنده و ایران ارائه شده است.

گزارش مرحله پنجم (1374) با نام شهروند دانستن کم درآمدها، به نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات و راه حل ها پرداخته است.

در سال 1377 شهرداری منطقه 6 تهران در خصوص ساماندهی اسکان غیر رسمی مطالعاتی انجام داده است. در این تحقیق اسکان غیر رسمی به شیوه و فضای خاصی از زندگی گفته می شود که در تمامی و یا غالب جهات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، کالبدی، حقوقی و ... با کل شهر و بخش های مجاور خود تفاوت اساسی دارد. در این تحقیق، اسکان غیر رسمی را دارای مفهومی نسبی می داند و بنابر مقتضیات زمانی از شدت وحدت متفاوتی برخوردار است که در مقایسه با محیط پیرامون آن تعریف می شود.

در سال 1379 زبر دست و همکارانش طرحی تحقیقاتی تحت عنوان «بررسی گسترش سکونت گاه های خودرو در اطراف کلان شهر تهران» در دانشگاه تهران به مرحله اجرای در آوردند.

شیخی در سال 1380 در رساله دکتری خود فرایند شکل گیری و دگرگونی سکونت گاه های خودرو پیرامون کلان شهر تهران نمونه موردی اسلام شهر، نسیم شهر و گلستان را مورد بررسی قرار داد. وی در این پژوهش ابتدا به تعریف و تشریح سکونت گاه خودرو می پردازد. سپس چارچوب نظری پایه در مورد سکونتگاه خودرو را مطرح می کند. در مرحله بعد فرآیند شکل گیری، دگرگونی و مراحلی رشد سکونت گاه های خودرو در شهرها مذکور را بررسی می کند.

داودپور در سال 1380 در رساله دکتری خود به بررسی ویژگی های سکونت گاه های خودرو در اطراف کلان شهرها نمونه موردی تهران پرداخت، وی معتقد است سکونت گاه های خودرو پدیده ای است حاصل شرایط اقتصادی اجتماعی کلان شهرها که در زمان های متفاوت اشکال مختلفی پیدا می کند. وی ابعاد مختلف اقتصادی اجتماعی جمعیتی و کالبدی این سکونت گاهها را مورد ارزیابی و مطالعه قرار داد.

پیامدهای منفی گسترش سکونت گاه های غیر رسمی مشکلات زیادی برای سازمان های خدماتی و خصوصاً شهرداری ها بوجود آورده و به همین دلیل بعضی از شهرداری های کشور نظیر شهرداری مشهد قبل از مطرح شدن بحث توانمند سازی توسط دولت، مطالعات ویژه ای بر روی حاشیه نشینی در مشهد نمود و کتابی تحت عنوان حاشیه نشینی و راه کارهای مقابله با آن در سال 82 به چاپ رساند.

حجم و گستردگی و روند رو به افزایش سکونت گاه های غیر رسمی در کشور و حاد شدن مسائل و مشکلات ناشی از گونه ای از شهرنشینی، تحت عنوان اسکان غیر رسمی، باعث شد وزارت مسکن در سال 79 از دولت درخواست نماید جهت رفع مشکل حاشیه نشینی در شهرها و اسکان غیر رسمی گروههای کم درآمد چاره اندیشی نماید. پس از موافقت دولت، متعاقب این مساله تشکیل تیم های کارشناسی برای بررسی موضوع از سال 80 تا 81 تشکیل، که در نهایت منجر به تهیه سند توانمندسازی اسکان غیر رسمی گردید. سند توانمند سازی پس از بررسی در جلسه مورخ 19/11/82 هیأت دولت تصویب و در تاریخ 26/11/82 ابلاغ گردید.

هیئت وزیران در جلسه مورخ 19/11/82 بنا به پیشنهاد شماره 02/100/2717 مورخ 26/5/82 وزارتخانه های مسکن و کشور و به استناد اصل 138 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران سند توانمند سازی سکونت گاه های غیر رسمی را تصویب نمود.

1- سند توانمند سازی و ساماندهی سکونت گاه های غیر رسمی از تاریخ ابلاغ این تصویب نامه مرجع تعریف مشترک اسکان غیر رسمی و حاشیه نشینی شهری و مبین اصول، راهبردها و سیاست گذاری های بخشی و زمینه ساز طرح قوانین و مقررات مورد نیاز برای اجرای سیاست ها و راهکارها و برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور خواهد بود.

2- ستاد ملی توانمند سازی و ساماندهی سکونت گاه های غیر رسمی با عضویت وزرای مسکن و شهرسازی، کشور، نیرو، بهداشت و درمان و آموزش و پزشکی، کار و امور اجتماعی، صنایع معادن، اطلاعات، دادگستری و رؤسای سازمانهای حفاظت محیط زیست و مدیریت و برنامه ریزی کشور تشکیل می شود. ریاست ستاد یاد شده بر عهده وزیر مسکن و شهرسازی و دبیرخانه آن وزارت مسکن و شهرسازی خواهد بود.

3- آئین نامه های مربوط به نحوه فعالیت ستاد ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونت گاههای غیر رسمی و تشکیل ستادهای استانی و اجرایی و پیشنهاد دبیرخانه ستاد ملی توانمند سازی و سکونت گاه های غیر رسمی به تصویب ستاد ملی خواهد رسید.

4- برای ساماندهی اسکان غیر رسمی در کشور می توان از تجارب فنی و منابع مالی خارجی با رعایت ضوابط مربوط استفاده نمود.

5- ستاد ملی توانمند سازی و ساماندهی سکونت گاه های غیر رسمی نسبت به شناسایی و تعیین محدوده های اسکان غیر رسمی در حاشیه شهرها اقدام و به ترتیب اولویت، طرح های توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیر رسمی تهیه شده توسط استانها را تصویب و به مراجع ذیربط قانونی ارجاع می نماید.

6- به منظور هدایت و نظارت بر اجرای طرح های توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیر رسمی در استانهای دیگر، ستادی تحت عنوان ستاد توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیر رسمی با عضویت استاندار و عالی ترین مقام استانی وزارتخانه های مسکن و شهرسازی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، کار و امور اجتماعی، صنایع و معادن، اطلاعات، دادگستری، آموزش و پرورش و سازمان های حفاظت محیط زیست و مدیریت و برنامه ریزی کشور، فرماندار شهرستان مربوطه، شهردار و رئیس شورای شهر مربوط، فرمانده ناحیه انتظامی استان و مدیران عامل شرکت های آب و فاضلاب، توزیع برق و گاز استان تشکیل می گردد. ریاست ستاد یاد شده بر عهده استاندار یا معاون عمرانی وی و دبیر آن نیز رئیس سازمان مسکن و شهرسازی استان خواهد بود.

7-        به منظور تقویت مشارکت و ایفای نقش فعال ساکنان محلات غیر رسمی، با مطالعه و شناسایی محلی، تعداد افراد مناسب و فعال (بین 5 تا 7 نفر) برای همکاری و مشارکت در اجرای طرح ساماندهی اسکان غیر رسمی هر محدوده با روشی که ستاد استانی تعیین می کند انتخاب می شود.

8- ستادهای ملی و استانی توانمندسازی و ساماندهی سکونت گاه های غیر رسمی با برنامه ریزی و تدارک منابع مالی حاصل از مشارکت مالی ساکنان و کمک ها و تسهیلات قابل اختصاص عمومی و دولتی و با تنظیم برنامه های مراحله ای، بتدریج نسبت به اجرای طرح های تهیه شده از طریق دستگاه های اجرایی ذیربط اقدام خواهد نمود.

9- سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور مکلف است با همکاری دستگاه های اجرایی ذیربط، پیش بینی های لازم برای جلوگیری از ایجاد و گسترش حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی را در برنامه های توسعه پنج ساله کشور بعمل آورد.

10- ستاد ملی توانمندسازی و ساماندهی اسکان غیر رسمی، گزارش پیشرفت ساماندهی اسکان غیر رسمی و همچنین اسکان هدایت شده در اطراف شهرهای بزرگ را سالانه به هیأت وزیران ارائه خواهد نمود.

اهداف سند توانمند سازی سکونت گاه های غیر رسمی بشرح زیر می باشد:

الف) بستر سازی برای ارتقاء شرایط محیطی به نحوی پایدار و فراگیر در جهت رشد سلامتی، امنیت، امید، ایمان و کرامت انسانی در سکونت گاه های غیر رسمی موجود

ب) پیش نگری به گسترش اسکان غیر رسمی در آینده و زمینه سازی برای احداث مسکن مناسب، خدمات پایه و زیر بناها در حد استطاعت و دسترسی گروه های کم درآمد در فضای رسمی شهری.

پ) زمینه سازی برای بهره مندی از امتیازات شهری و تحقق فرهنگ شهری برای اسکان این سکونت گاه ها به همراه مشارکت همه جانبه آنها در تصمیم گیری ها و اقدامات محلی.

تحقیقات خارجی

آرمنگل[1] و همکاران (2006) روابط متقابل ساختار اجتماعی و تبادل اطلاعات را در زمینه اشتغال و بزهکاری مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند. این پژوهش یک مدل پویا را که در آن افراد به دو گروه مشخص تعلق داشتند، مورد بررسی قرار می دهد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که اگر شغل افراد نامناسب و ارتکاب جرم سودآورتر از آن باشد، باید زمانهای بیکاری افراد کم باشد و برای مدت طولانی بیکار نمانند، زیرا آنها برای ارتکاب جرم آسیب پذیر می باشند. همچنین سیاستی که تنها بر اساس تنبیه و بازداشت استوار است، در کاهش جرم و بزهکاری کافی نخواهد بود و بایستی با سیاستهای مرتبط با کنش های اجتماعی هماهنگ باشد. (Armengol 2006)

تاوانچی[2] و همکاران (2005) پژوهشی پیرامون سوء استفاده از کودکان مهاجر و خطرات آن برای سلامت روانی آنها در منطقه حاشیه نشین پاتومتانی[3] بانکوک تایلند انجام داده اند، که هدف آنها اندازه گیری درجه شیوع اختلالات رواین عمومی، استفاده جسمی، استفاده و نوشیدن مشروبات الکلی و سوء استفاده از کودکان در خانواده است. ارزیابی یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشتر بچه های مورد بررسی، مورد سوء استفاده قرار می گیرند. سابقه سوء استفاده زیاد بوده و همبستگی مستقلی با اختلالات روانی عمومی و استفاده جسمی داشته است. 43 درصد کودکان مهاجرین مناطق روستایی، بیشتر مستقل، بالای 15 سال سن و در جستجوی کار به بانکوک مهاجرت کرده بودند. از دیگر نتایج تحقیق همبستگی مستقل مهاجرت تنها در بین مردان با مسایل روانی است (Tawanchai , J, 2005)

مافی (1996) در پژوهشی با روش اسنادی و کتابخانه ای و با فرض اینکه عامل اقتصادی نقش تعیین کننده ای در ارتکاب جرم و جنایت دارد، به بررسی رابطه مهاجرت با بزهکاری در شهر وین می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از میان مهاجران خارجی افرادی که از درآمد پایین تری برخوردارند، بیشتر مرتکب جرم و جنایت شده اند، به نحوی که بیشتر بزهکاران خارجی در محلاتی سکونت دارند که دارای ساختمان های از رونق افتاده و ارزان قیمت می باشند (مافی، 1378)

احمدی (1995) در پژوهشی که در منطقه « ایلاوارا»[4]ی استرالیا بر روی 600 نفر از جوانان
18- 11 ساله انجام داده است، نشان می دهد که بزهکاری جوانان با قومیت و مهاجرت، پایگاه اقتصادی – اجتماعی، سن، جنس و نفوذ گروه های همسال رابطه معنی داری دارد.

وزارت مسکن و شهرسازی آمریکا (1994) به منظور بررسی تأثیر فقر محلات شهری بر میزان بزهکاری نوجوانان، طرح « حرکت به سوی فرصت» را در پنج شهر لوس آنجلس، بالتیمور، بوستون، شیکاگو و نیویورک به مورد اجرا گذاشت. این طرح در شهر بالتیمور به بررسی خانواده های بسیار فقیری که در یکی از پنج محله فقیرنشین این شهر ساکن بودند، پرداخت. تحلیل کلی اجرای این طرح در شهر بالتیمور نشان داد که محلات، تأثیر چشمگیری بر میزان ارتکاب نوجوانان به بزهکاری دارند و هر چه میزان فقر در سطح محلات شهری بالاتر باشد، میزان ارتکاب نوجوانان در این محلات به جرایم خشونت آمیز بیشتر خواهد بود. بر این اساس ایجاد فرصت برای اسکان خانواده های ساکن مناطق فقرنشین در محلاتی که دارای نرخ پایین تری از فقر هستند، می تواند منجر به کاهش میزان ارتکاب نوجوانان به جرایم خشونت آمیز شود. همچنین با توجه به این که به طور میانگین میزان بزهکاری مردان بیشتر از زنان است، نتایج به دست آمده از این طرح حاکی از میزان بالای ارتکاب پسران به جرایم مالی و خشونت آمیز نسبت به دختران است (هرشفیلد، 1384).

لافون و میشو[5] (1976) تحقیقاتی در شهر گرانویل فرانسه انجام داده و به روشنی مشخص کرده اند که اطفال بزهکار بیشتر در ساختمان های ناسالم و برخی از محلاتی که برای سلامتی اخلاق زیان آور است، ساکن بوده اند. یافته ها نشان می دهند که بزهکاری جوانان در ساختمان های مخروبه و این محلات از حد متوسط مجموع بزهکاری شهرها زیادتر بوده است. در واقع (18 درصد) بزهکارانی که جرایم گوناگون مرتکب شده اند، اغلب در محله های مخروب و ناسالم ساکن بوده و (35 درصد) آنها کسانی بودند که در ساختمان ها و محلات بدنام و فاسد ساکن بودند. این پژوهشگران در پایان رابط محیط سکونت و بزهکاری را تأیید می نمایند (مسعودی فر، 1385)

مبانی نظری پژوهش

نظريات پژوهش

نظريه پردازان با توجه به زمان، مكان، اطلاعات موجود و علاقه ي خود مهاجرت را از ديدگاه هاي مختلفي مطالعه كرده اند. هدف از مرور اين نظريات اين است كه اطلاعات مورد نياز مطالعات مهاجرتي در سطح كلان، ميانه و خرد بيشتر آشكار شود.

  نظریه ی استافر

استافر[6] به مطالعه ي فرصت هاي موجود در مقصد و مبدا مي پردازد و به عوامل مداخله پر اشاره مي كند. بر اساس نظريه ي وي مهاجرت با فرصت هاي موجود در مقصد رابطه ي مستقيم و با موانع موجود رابطه ي معكوس دارد. (In Tervening Opportunities, 1940:847 -867)

 نظریه ی ساستاد

بر اساس نظريه ي سرمايه ي انساني ساستاد[7] افراد زماني مهاجرت مي كنند كه براي آن ها فايده اقتصادي در پي داشته باشد، يعني درآمد مورد انتظار در مقصد بيش از مجموع درآمد در مبدا و هزينه ي واقعي مهاجرت باشد. (The UK’s Leading, 2002)

  نظریه ی اورت. اس. لی

 اورت. اس. لي[8] در تئوري عوامل دافعه و جاذبه چهار عامل برانگيزاننده و بازدارنده ي مهاجرت را بررسي مي كند كه عبارتند از: عوامل موجود در مبدا و مقصد، موانع موجود از مبدا به مقصد و عوامل شخصي. عوامل مذكور به وسيله ي اشخاص مختلف به صورت متفاوتي پذيرفته و باور مي شود. بر اساس اين ديدگاه چنانچه برآيند عوامل برانگيزاننده و بازدارنده مثبت باشد ميل به مهاجرت ايجاد مي شود (همان).

  نظریه ی زلینسکی

زلينسكي[9] مراحل مختلف مهاجرت را مشابه مراحل انتقال جمعيتي مي بيند و به بررسي پنج مرحله ي تغيير در مهاجرت مي پردازد (همان).

در مدل توسعه ي في ورانيس[10] بخش هاي سنتي و مدرن در جوامع در حال توسعه مورد كنكاش قرار گرفته اند. بر اساس اين ديدگاه بخش سنتي، با نيروي كار اضافي بدون بهره وري و يا بيكاري پنهان روبروست و بخش مدرن، با بهره وري بالا مهاجران را از بخش هاي سنتي جذب مي كند.

(A Theory Of Economic Development:51: 533- 65)

 

نظریه بوردیو

از ديدگاه بورديو جايگاه هاي عوامل گوناگون درون يك زمينه را مقدار و اهميت نسبي سرمايه هايي كه در اختيار دارند تعيين مي كند. وي زمينه را نوعي بازار رقابت مي داند كه در آن انواع سرمايه ها (اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و نمادين) به كار مي رود و سرمايه گذاشته مي شود. زمينه ي قدرت (سياست) از همه مهم تر است. سلسله مراتب روابط قدرت و زمينه سياسي، ساختار همه ي زمينه هاي ديگر را تعيين مي كنند. مفهوم سرمايه ي اقتصادي آشكار است و سرمايه ي فرهنگي انواع گوناگون دانش بشري مشروع را در بر مي گيرد. سرمايه ي اجتماعي در بر گيرنده ي روابط اجتماعي ارزشمند ميان انسان هاست و سرمايه ي نمادين از شان و حيثيت شخص سرچشمه مي گيرد (ريتزر 2000: 533).

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 14:10  توسط ایروانی  |